شنبه , آذر ۸ ۱۳۹۹
خانه / بازاريابي / کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد – رهبر خوبی جهت سازمانمان باشیم.

کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد – رهبر خوبی جهت سازمانمان باشیم.

کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد – رهبر خوبی جهت سازمانمان باشیم.

کارهایی که رهبر نهاد نباید انجام دهد.

کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد لزوما برعکس آن هم چیزی می باشد نیست که بایستی و حتما انجام دهد. در صورتی که رهبری یک نهاد تولیدی، خدماتی یا بازرگانی هستید ، بایستی و حتما بدانید کدام کارهای سبب گریز و فرار مشتری و همچنین کارکنان سازمانتان میشود

بحث در مورد رهبری موثر بایستی و حتما دائما درهای “ولی باید توجه داشت” ، و همچنین “به استثنای” را باز بگذارد.

طبقه بندی بزرگان و رهبران خوب و همچنین بد بر اساس ویژگیهای خاص یا سبک رهبری خاص اصلا مهم نیست و همچنین ما نمی توانیم آن واقعیت را نادیده بگیریم که تعداد خیلی زیاد بسیاری مدیرعامل متنوع و گوناگون و مختلف وجود دارد که با انجام کارهایی به روشهای ویژه ای به پس نتیجه آن می شود که مدنظرشان میرسند

رهبر چه کاری نباید بکند انجام دهد کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد – رهبر خوبی جهت سازمانمان باشیم.

مهم آن می باشد که رهبر بداند جهت رسیدن به هدفهای عالی نهاد خود ، چه کارهایی را نباید انجام دهد و همچنین یا به هر قیمتی انجام ندهد.

از درونگرایی آرام بیل گیتس تا سرسختی الون ماسک – و همچنین حتی ، به جرات می توانم بگویم ، تا جنون دونالد ترامپ – سبک ها و همچنین ویژگی ها و همچنین شخصیت های متنوع و گوناگون و مختلف هست که همچنان کار را به پایان می رسانند.

ولی باید توجه داشت فراموش نکنیم که گرفتن پس نتیجه آن می شود که همه چیز نیست به عنوان مثال ، در صورتی که یک رهبر با مشت آهنین فرمانروایی کند و همچنین به هدف نهایی مورد نظر دست می یابد ، ولی باید توجه داشت در آن هم صورت روحیه کارکنان پایین و همچنین گردش کارمندان بالا می باشد. بنابراین ، آیا می قدرت آن هم شخص را به عنوان یک رهبر پهناور و بزرگ در نظر گرفت؟

یک مورد قطعی می باشد: اهمیت رهبری جهت داشتن نوعی تعادل در محل کار خیلی زیاد مهم می باشد.

نظرسنجی گالوپ نشان داد که ۵۰٪ از کارکنان کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل خود را صرفاً جهت “گریز و فرار” از مدیر خود ترک کرده اند.

اکنون چنین آماری احتمالاً جهت کسی تعجب آور نیست ، ولی باید توجه داشت از نظر بزرگان و رهبران و همچنین مدیران و همچنین صاحبان شرکت تو ، چنین اطلاعاتی را مهم نمیدانند و همچنین یا مرتبط به خود نمیدانند. ولی باید توجه داشت آن چیزی می باشد که یک رهبر واقعی تقریباً هر روز به صورت جدی به آن هم فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن میکنند.

در مورد آنکه چه نوع رهبری بایستی و حتما باشید یا می توانید باشید صحبت نخواهیم کرد، می خواهیم با تمرکز بر آنچه قطعاً نباید باشد آن مقاله را ارائه نمایم.

 

۹ کاری که یک رهبر واقعا خوب انجام نمی دهد.

برخورد سخت و همچنین رفتار خشن

یکی از بزرگترین باورهای غلط در مورد رهبری موفق آن می باشد که سرسختی – یا حتی پرخاشگری – موجب موفقیت او همچنین شده می باشد. ولی باید توجه داشت بسیاری از اشخاص پرخاشگری را با اقتدار و قدرت اشتباه می گیرند ، در حالی که در واقع آن دو ارتباط بسیاری با یکدیگر ندارند. یک رهبر خوب از اقتدار و قدرت جهت انجام کار درست بهره بری و استفاده مینماید ، در صورت لزوم تصمیمات دشواری می گیرد و همچنین در صورت لزوم خود نیز کمک میکند.

از طرف دیگر ، به اصطلاح رهبرانی که پرخاشگری نشان می دهند ، بیش از احترام کسب شده ، سعی می کنند با قوه شخصیتی ارعاب و همچنین ترس، کسب و کار خود را پیش ببرند. در هسته اصلی آن نوع رهبری ، قلدری می باشد. دور از نشان دادن رهبری ، چنین رفتاری معمولاً نشانه آن می باشد که آن هم فرد یک ریاست می باشد و همچنین نه رهبر و همچنین مشخص می باشد که در میان سوالات سردرگم می باشد و همچنین پاسخها را ندارد.

توهین به دیگران

آن نقطه واقعاً با نقطه قبلی مرتبط می باشد ، زیرا آن نوع رفتار یک بار دیگر بر تفاوت بین یک رهبر و همچنین یک قلدر تاکید مینماید.

هنگام و زمانی که اوضاع نهاد سخت میشود ، یک زورگو اکثرا و بیشتر از همه فعالیت ها تیم خود را مردود میداند و همچنین آنها را مسئول کمبودهای کسب و همچنین کار می داند و همچنین در مورد استاندارد کارهای که انجام داده اند به صورت فردی یا شخصی برخورد مینمایند.

 از طرف دیگر ، یک رهبر با تیم به عنوان عضوی از تیم کار می کند ، بازخورد سازنده ارائه می دهد و همچنین افراد تیم را در پیدا کردن و یافتن راه حلی جهت چالش پیش روی خود حمایت می کند. آن بدان معنا نیست که بایستی و حتما ناز کارمندان کشیده می شود.

در صورتی که کارمندی به دلیل بی احتیاطی اشتباهی مرتکب شده باشد ، خوب می باشد که آن هم را به روشنی ذکر کنیم و همچنین هشدار دهیم که چنین خطاهایی تحمل نمی شوند. ولی باید توجه داشت به محض آنکه مثلاً اشخاص را “شلخته” یا “بی احتیاط” صدا می کنید ، خطی را عبور کرده اند.

ترس از اراده و تصمیم راسخ گیری شفاف

 یک تمایل مشترک در بین کارآفرینان که اولین بار یک شرکت خود را تاسیس کرده اند وجود دارد که تصور می کنند دیگران بهتر می دانند.

در چند ماه اول (و همچنین حتی سالها) که منحنی یادگیری در بالاترین حد خود قرار دارد ، بسیاری از کارآفرینان دوست دارند با گرفتن مشاوره از همتایان ، همکاران ، دوستان و همچنین خانواده – و همچنین تقریباً خود را ایمن و همچنین ریسک را حداقل سازند. گرچه مطمئناً مشورت چیز بدی نیست – و همچنین در بعضی مواقع ، خیلی زیاد هم خوب می باشد.

بزرگان و رهبران قدرتمند هنگامی که می دانند شخص غیره ای وجود دارد که میتوانند به آنها کمک فکری دهند ، حتما به دنبال مشاور میگردند و همچنین آن به دلیل عدم توانایی در اراده و تصمیم راسخ گیری خود نیست.

به قول فیلسوف آمریکایی ورنون هوارد ، “یک فرد واقعاً قوی مستلزم و نیاز به اثبات و یا تایید دیگران ندارد ، چنانکه شیر به تأیید گوسفندان مستلزم و نیاز داشته ندارد.” نقطه اصلی آن می باشد که در صورت مستلزم و نیاز حتما از سرویس ها و خدمات یک مشاور مدیریت بهره بری و استفاده کنید، ولی باید توجه داشت بدانید که اراده و تصمیم راسخ نهایی و همچنین عواقب آن هم بر عهده تو می باشد. آن رهبری واقعی می باشد.

عدم موفقیت در مشخص کردن اهداف شفاف

در صورتی که یک رهبر نداد که می خواهید به چه چیزی برسد و همچنین چگونه می خواهد به آن هم برسید ، چگونه می توانید از دیگران بخواهد که در عملیات سازمانشان به او همچنین کمک نمایند ؟

 با آن وجود ، هدفگذاری در دنیای واقعی تجارت خیلی زیاد رخ نمیدهد. در یک مطالعه جامع بر روی بیش از ۲۶۰۰۰ کارمند ، نشان داده می باشد که از هر هفت کارگر تنها و فقط یک فرد یا شخص می تواند سه هدف اصلی نهاد خود را تشخیص دهد.

آن نشان میدهد که اهداف مشخصی وجود دارد ولی باید توجه داشت آنها به روشنی ابلاغ نشده اند ، ولی باید توجه داشت احتمالاً در اکثرا و بیشتر موارد اهداف کاملاً ضعیف تعریف شده اند یا اصلا وجود ندارند.

مشکل اصلی آن می باشد که در صورتی که کارکنان ندانند که رهبر نهاد به کجا میرود ، چگونه به رهبر کمک کنند تا نهاد را به آن هم جا ببرد.

جهت خود متاسف بودن

در صورتی که تنها و فقط یک چیز وجود داشته باشد که هرگز بزرگان و رهبران قدرتمند (یا به روش کلی اشخاص موفق) آن هم را انجام نمیدهند، متاسف خوردن جهت خود می باشد.

رهبری که با گله گذاری و همچنین ناله ، در مورد بخت بد خود صحبت کند، یک فرد ضعیف و همچنین رقت برانگیز می باشد.

 همانطور که می دانید ، تجارت می تواند دشوار باشد و همچنین دائما روزهایی وجود دارد که احساس می می شود جهان علیه شماست ، ولی باید توجه داشت احساس ترحم جهت خود یک وقت تلف کردن می باشد.

بزرگان و رهبران قابل تحسین و همچنین نجیب مسئولیت کامل اعمال خود را می پذیرند و همچنین سرنوشت خود را در دست میدانند. مطمئناً ، بعضی اوقات زندگی عادلانه نیست ، ولی باید توجه داشت به جای آنکه بپرسید “چرا من؟” بزرگان و رهبران پهناور و بزرگ از با اقتدار و قدرت به جلو حمله مکنند.

به سادگی تحسین کردن

یک رهبر واقعاً پهناور و بزرگ اقتدار و قدرت ستایش و همچنین تحسین را می داند – یعنی چه موقع بایستی و حتما از آن هم بهره بری و استفاده کند و همچنین چه وقت مورد بهره بری و استفاده و نیاز ضروری نیست.

 اگرچه به نظر می رسد رویکرد موثری جهت تعریف از کارکنان باشد ، ولی باید توجه داشت در واقع می تواند ضد بهره وری نیز باشد.

 در صورتی که کارکنان خود را صرفاً جهت انجام وظایف استاندارد شغلشان تحسین و همچنین ستایش کنید ، آن خطر وجود دارد که آنها رفتارهای عادی یا مورد انتظار آن هم کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل را به عنوان رفتارهای عجیب و همچنین استثنایی در نظر گرفته و همچنین بنابراین از شدت تلاش خود خواهند کاهید.

در اینجا بایستی و حتما تأکید نمایم که بزرگان و رهبران قدرتمند دائما اعتبار را در جایی که شایسته می باشد خرج میکنند و همچنین یک کار خوب دائما مورد تأیید قرار می گیرد ، ولی باید توجه داشت تعریف و همچنین تمجید واقعی به روشی انجام می می شود که تمایل به شناخت دستاوردهای فراتر از آن هم نیز وجود داشته باشد. با آن کار ، “میل به تعالی” دائماً در حال افزایش می باشد ، که آن هم ترجیح به ساختن چیزی عالی به جای چیزی خوب می باشد.

عدم کنترل

مواقعی وجود دارد که همه ما – خواه بزرگان و رهبران خوبی باشیم یا نه – احساس می کنیم کنترل شرایط را از دست داده ایم. آنچه که بزرگان و رهبران پهناور و بزرگ را متمایز می کند آن می باشد که آنها هرگز اجازه نمی دهند دیگران متوجه کنترل از دست رفته شوند.

آنکه بزرگان و رهبران پهناور و بزرگ هر از گاهی حس عدم کنترل نمایند، چیز بدی و همچنین غیرمعمولی نیست. ولی باید توجه داشت آنها احساسات خود را کنترل می کنند و همچنین آرام می مانند.

رهبر بایستی و حتما مثل اردک باشد ، مانند اردک روی آب ، آنها از بالا به داخل آب نگاه میکنند (چیزی که شهروندان و مردم شهر می بینند) ولی هنگام و زمانی که زیر آب میرود، همه چیز را دیوانه وار زیر و همچنین رو میکند، ولی باید توجه داشت بیرون آن هم چیزی دیده نمیشود.

یک رهبر واقعاً قدرتمند می داند که با وحشت کردن چیزی حاصل نمی می شود و همچنین در واقعیت و حقیقت ، بحران ناشی از عدم خونسردی می باشد. آن بدان معنا نیست که بزرگان و رهبران قوی بایستی و حتما سرخود را در برف فرو ببرند.

یک رهبر واقعی جهت مدیریت بحران اول یک جلسه بحران برگزار میکند و همچنین میگوید “من هیچ سرنخی ندارم در مورد کاری که بایستی و حتما انجام دهم ، ندارم ، ایده ای دارید؟”

ایده ها از کارکنان خود گرفته و همچنین اراده و تصمیم راسخ سازی میکند.

رفتار نامناسب

آنچه جهت یک محیط تجاری مناسب می باشد ، ممکن می باشد دائما جهت فضای دیگر مناسب نباشد ، ولی باید توجه داشت به عنوان یک قانون کلی ، عقل سلیم ، نجابت و همچنین حسن نیت جهت یک رهبر خوب ، خیلی زیاد ضروری می باشد.

 بزرگان و رهبران قوی دائما مرزهای بین خود و همچنین کارکنان خود را تشخیص می دهند و همچنین اطمینان حاصل می کنند که آن مرزها دائما رعایت می شوند.

آن البته بدان معنی می باشد که هیچ یک از کارکنان نباید هرگز احساس آزار ، تهدید یا ارعاب کنند.

یک رهبر واقعاً قدرتمند دائما اطمینان حاصل می کند که مرز زندگی کاری کاملاً رعایت می می شود و همچنین هرگز کارمندان را تحت فشار قرار نمی دهند تا دفتر را نسبت به مسائل خانوادگی و همچنین فردی یا شخصی خود مقدم بدانند.

بیش از حد مورد یک ایده هیجان زده شدن

چیزی که جهت من خیلی زیاد مهم می باشد و همچنین به تو هم نصیحت میکنم آن می باشد که  مواظب “عدم کنترل بر تحریک پذیری در مورد یک ایده ” باشید.

بزرگان و رهبران قدرتمند و همچنین توانمند هرگز با مواجه شدن به یک ایده ، ناگهان از خود بی خود نشده و همچنین اعلام پیروزی نمیکنند.

هرچند که یک ایده پهناور و بزرگ میتواند موجب موفقیت تجاری پهناور و بزرگ جهت رهبر می شود ، ولی باید توجه داشت آنان میدانند که داشتن یک ایده تنها و فقط آغاز کار می باشد – جرقه ای که آتش را روشن می کند.

تنها و فقط هنگام و زمانی که ایده ای به نظر مناسب می آید که کارفرما شروع به کار روی آن هم نماید و همچنین در آن حالت کار سخت آغاز می می شود: پیش بینی ها انجام می می شود ، گردش کار مشخص می می شود ، هزینه ها تنظیم می می شود و همچنین بازه های زمانی توافق می می شود.

واقعیت آن می باشد که ناخنک زدن به یک ایده قسمت ساده کار می باشد ، گرچه مطمئناً ، رهبر ممکن می باشد در ذهنش به آن پس نتیجه آن می شود که برسند که آن می تواند ایده بزرگی باشد ، ولی باید توجه داشت هیجان اصلی و همچنین واقعی در حین ساخت کسب و همچنین کار بروز میکند ، جایی که آن هیجان به انرژی واقعی تغییر پیدا کردن می می شود.

 آن منطقی می باشد: رهبر واقعی می داند چگونه ایده ای را زنده نماید ، و همچنین همچنین می داند که آن کار به زمان نیز مستلزم و نیاز دارد.

 

  • مشاور رهبری فروش کیست؟ چرا بایستی و حتما یک مشاور فروش داشت؟
  • ۵ دلیل که “دائما حق با مشتری نیست “
  • کنترل کارکنان : چگونه کارکنان را کنترل نمایید ؟

 

 

 مباحث و مطالب آن وبسایت و مرکز خبرهای جدید شامل حمایت از حق مؤلف و همچنین مترجم می باشد و همچنین هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قوانین و قانونی دارد.

نوشته کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد – رهبر خوبی جهت سازمانمان باشیم. اولین بار در شرکت مشاوره مدیریت IranMCT. پدیدار شد.

منبع
بهترین آموزش ها در باره بازاریابی : کارهایی که یک رهبر نباید انجام دهد – رهبر خوبی جهت سازمانمان باشیم.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

چرا مشتری محصول و همچنین برند تو را انتخاب کند؟ (عوامل موثر بر اراده و تصمیم راسخ گیری)

چرا مشتری محصول و همچنین برند تو را انتخاب کند؟ (عوامل موثر بر اراده و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال پیامک بلک لیست